تبليغاتX
سلام
سلام

ترسم که اشک در غم ما پرده درشود وین راز سربهمهر زعالم ثمر شود

016.gif

ای کاش همیشه در قصه ها زندگی می کردیم .

ای کاش زندگی ما در قصه ای شیرین و زیبا خلاصه می شد.قصه ای که در آن غم و غصه و کینه راه نداشت .

قصه ای که در آن غم و جدایی نبود قصه ای که فقط مهر و عاطفه و لبخند وجود داشت و همراش شادی و نشاط بود .ای کاش زندگی ما هم مانند همان قصه مادر بزرگ با یکی بود یکی نبود آغاز می شد و در زیر گنبد کبود با خیرو خوشی به پایان می رسید .

قصه های مادر بزرگ همیشه خوشی و شیرینی داشت و در قصه هایش همیشه از قهر و جدایی آشتی ِ عشق و عاشقی و جشن و سروریکه بر پا بوده صحبت می کرد . ای کاش من در همان قصه مادر بزرگ زندگی می کردم و خوشبختی را با تمام وجود لمس می کردم .

ولی افسوس .....

نوشته شده در سه شنبه 1389/07/06ساعت 14:38 توسط خسته؟؟| |

فصل باد و برگ و باد و برگ . . .

http://marshal-modern.ir/Archive/15298.aspx

 

 

فصل رنگ و رنگ و رنگارنگ. . .

http://marshal-modern.ir/Archive/15294.aspx

 

 

فصل نیمکت

http://marshal-modern.ir/Archive/15302.aspx

 

 

فصل مشق و ....

http://marshal-modern.ir/Archive/15307.aspx

 

مشق و

http://marshal-modern.ir/Archive/15303.aspx

 

 

عشق و

http://marshal-modern.ir/Archive/15308.aspx

 

 

عشق و  

http://marshal-modern.ir/Archive/15293.aspx

 

 

انار . . .

  http://marshal-modern.ir/Archive/15310.aspx

 

 

فصل باز باران با ترانه

http://marshal-modern.ir/Archive/15306.aspx

 

 

با گوهر های فراوان. . ..

http://marshal-modern.ir/Archive/15297.aspx

 

فصل چتر و خیس

http://marshal-modern.ir/Archive/15305.aspx

 

 

فصل شیدایی

http://marshal-modern.ir/Archive/15309.aspx

 

 

و انتظار. . .

http://marshal-modern.ir/Archive/15304.aspx

 

 

فصل مهر

http://marshal-modern.ir/Archive/15300.aspx

 

 

و مهرگان

http://marshal-modern.ir/Archive/15301.aspx

 

 

فصل یلدا

http://marshal-modern.ir/Archive/15295.aspx

 

و چله . . .

http://marshal-modern.ir/Archive/15296.aspx

 

 

پاییز

http://marshal-modern.ir/Archive/15299.aspx

فرخنده باد

نوشته شده در سه شنبه 1389/07/06ساعت 14:31 توسط خسته؟؟| |



گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net


گالری عکس پیکسفا - pixfa.net

نوشته شده در سه شنبه 1389/07/06ساعت 14:28 توسط خسته؟؟| |

وای خدا اینا رو .....
وای
 
265947v59bl0120s.gif

نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 14:2 توسط خسته؟؟| |


rmvlryzzfghlqg7pq29.jpg

 

شرحی بر ترجمه ترانه :

می توان عمری را در حسرتِ محبوبی سفر کرده منتظر ماند و چشم به راه دوخت. حسرت خنده ای دلنشین و نگاهی پنهانی و آغوشی مست و بوسه هایی گرم و آتشین که روزی به تو متعلق بود ، اما امروز ازتو دور است و تنها خاطراتی از آن بر جای مانده.

بی محبوب زیستن، بی شک سرنوشتی شوم است. آنگاه که دل، تاب هجران ندارد، ناگزیر به دامان رویا می آویزد و هر شب و روز را با یاد او می گذراند. اما گاه حتی یاد محبوب نیز بوی حسرت دارد!

پس شاعر دست به دامان کلمات می شود، تا این حسرت و داغ درون را بر لوح سپید کاغذ آورد، باشد که مرهمی بر درد فراق محبوبش باد.

 

 

Hasret kaldım

در حسرت ماندم

 

Ibrahim Tatlises:  ترانه سرا

Haydi Söyle- 2003:از آلبوم

 

Hasret kaldım gülüşüne

در حسرت لبخندهایت ماندم

O sıcacık öpüşüne

و آن بوسه های گرم و آتشینت

seviyorum değişine

به دوستت دارم گفتنهایت

Hasret kaldım hasret kaldım hasret kaldım sevgilim

در حسرت ماندم، درحسرت ماندم ، در حسرت ماندم محبوب من

Boynu bükük duruşuna

بر ایستادنت با سری به زیر افکنده و معصوم

Ardım sıra bakışına

و به آن نگاه های مطیع و آرامت

Kollarımda yatışına

به خوابیدنت بر روی بازوانم

Hasret kaldım hasret kaldım hasret kaldım sevgilim

در حسرت ماندم، درحسرت ماندم ، در حسرت ماندم محبوب من

Usul usul sokulmana

به نرمی در دلم جای گرفتی

İçin için ağlamana

با آن گریه های پنهانی و درونیت

Canım deyip sarılmana

برای جانم گفتنت و در آغوش کشیدنت

Hasret kaldım hasret kaldım hasret kaldım sevgilim

در حسرت ماندم، درحسرت ماندم ، در حسرت ماندم محبوب من

 

دکلمه :


Seni sensiz yaşamak

بی تو زندگی را بسر بردن ( تنها با یاد تو زیستن )

En kötü kader olsa gerek

باید شوم ترین سرنوشت باشد

Ey benim hasret kokan sevgilim

ای محبوبم که برایم بوی حسرت داری

Bu ayrılığa dayanır mı yürek?

آیا دلم تاب این جدایی را دارد؟

Gel desem gelemezsin biliyorum

اگر بخوانمت ، نخواهی آمد، میدانم ....

Ama ben seni yaşıyorum

اما من با یاد تو زندگی میکنم

Seninleyim ve tek

و با تو هستم ، آه ....

 

 

لینک دانلود:

http://www.4shared.com/audio/S7NMpgBF/03-hasret_kaldm.htm

 

لایت آرام و زیبای آهنگ :

http://www.4shared.com/get/WoQqOtO3/brahim_Tatlses-Hasret_Kaldm__E.html

نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 13:54 توسط خسته؟؟| |

wzwzjbvts8k4ffj4c8rg.jpg

 

یاد دارم ....

در سکوت دلنشین نیمه شب

ما گذشتیم از میان کوچه ها

رازگویان ، هر دو غمگین ، هر دو شاد

هر دو بودیم از همه عالم جدا

تکیه بر بازوی من می داد گرم

شعله ور از سوز خواهش ها تنش

لرزشی بر جان من می ریخت نرم

در نگاهش با همه پرهیز و شرم

برق می زد آرزویی دلنشین

در دل من ، با همه افسردگی

موج می زد اشتیاقی آتشین

زیر نور ماه، دور از چشم غیر

چشم ها بر یکدگر می دوختیم

هر نفس صد راز می گفتیم و باز

در تب نا گفته ها می سوختیم

نسترن ها از سر دیوار ها

سر کشیدند از صدای پا ما

ماه می پائیدمان از روی بام

عشق می جوشید در رگ های ما

سایه هامان مهربان تر، بی دریغ

یکدگر را در بر داشتند

تا میان کوچه ای با صد ملال

دست از آغوش هم برداشتند!

باز هنگام جدائی در رسید

سینه ها لرزان شد و دل ها شکست

خنده ها در لرزش لب ها گریخت

اشک ها بر روی رویاها نشست !

چشم جان من به ناکامی گریست

برق اشکی در نگاه او دوید

نسترن ها سر به زیر انداختند!

ماه را ابری به کام خود کشید

تشنه تنها، خسته جان، آشفته حال

در دل شب می سپردم راه خویش

تا بگریم در غمش دیوانه وار

خلوتی می خواستم دلخواه خویش

 

نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 13:52 توسط خسته؟؟| |

v21dw1rmjwj28bh510q9.jpg

 

برو! وقت رفتنه!

محبوبم

سرانجام سهم تو رفتن شد و سهم من ماندن !

سهم من از عشق

رویای دل انگیز بودنت شد و پرواز در خیال تو

ولی حال به همین رویای شیرین قانعم !

برو و نگذار نگاه معصوم و مهربانت

حلاوت این رویا را به تلخی بدل کند . . .

من به همین رویای شیرین قانعم !

به رویایی که با گذراندن آن از ذهن و قلب

عطری دل انگیز تمام وجودم را پر می کند !

آرامشی عجیب در درونم موج میزند !

عزیز دلم

یاد تو را به آن روز که اولین بار دیدمت خلاصه می کنم

و روزهای تنهایی و بی مهری را خط میزنم

تا همچنان در ذهنم نجیب و مغرور جلوه کنی

همان گونه که همیشه بودی و هستی و خواهی بود

نمی خواهم برایت از تنهایی هایم بگویم . . .

از چشمان همیشه منتظرم . . .

از بی قراری هایم . . .

از گریه های شبانه ام درکنج عزلت و غم . . .

نمی خواهم بگویم که اینها بهای عشق است

امید روزی که دوباره بودنت

دوباره دیدنت

و لمس دوباره ات

را به نظاره بنشینم

مرا کافیست برای ادامه عشقم ....

نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 13:50 توسط خسته؟؟| |

fb0cidx46l62w66pgcbp.jpg

 

من و دلتنگی

من و دلتنگی

شبها با هم بسر می بریم

اما تو نیستی ...

هر شب از زلال چشمانم می پرسم

معشوقه زیبای قلبم کجاست

قلبم صدایت می کند

و روح و جانم در پی تو می آیند

خاطراتت مرا متوقف می کند

و به انتظار دیدن چشمانت می مانم

به سوی من بازگرد محبوب قلبم

تا تو را ببینم و قلبم آرام گیرد

از آتش شور و شوق مرا آرامش بده

چشمانم را خندان و آوازه خوان از شادی خواهی یافت

و من پیدایت می کنم محبوبم،

من دلتنگم

به خاطر دوری

چشمانم خواب نمی شناسند

نه صد روز، نه صد ماه، نه صد سال

قلبم صدایت می کند و روح و جانم در پی تو می آیند

گذشته مرا متوقف می کند

و به انتظار دیدن چشمانت می مانم

نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 13:49 توسط خسته؟؟| |

Side-by-Side.jpg

 

بی تو من زنده نمانم

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

سیل افتاده به خونم

تو چه سان می گذری، غافل از اندوه درونم

بی من از كوچه گذر كردی و رفتی

بی من از شهر سفر كردی و رفتی

قطره ای اشك درخشید به چشمان سیاهم

تا خم كوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی

نگهت هیچ نیافتاد به راهی كه گذشتی

چون در خانه ببستم دگر از پای نشستم

گوییا زلزله آمد گوییا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه ی شهر غریبم

بی تو كس نشنود از این دل بشكسته صدایی

بر نخیزد دگر از مرغك پر خسته نوایی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

كه ز كویَت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل، با تو هرگز نستیزم

من و یك لحظه جدایی؟

نتوانم! نتوانم!

بی تو من زنده نمانم

 

نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/25ساعت 13:47 توسط خسته؟؟| |

 

کویر تشنه باران است -

تشنه خوبی-

به من محبت کن!

که اگر ابر رحمت در کویر می بارید

به جای خار بیابان

بنفشه می روئید

و بوی پونه وحشی به دشت بر می خاست

چرا هراس

چرا شک؟

بیا

که من

- بی تو

درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست

امید بارش نوبهارم نیست

نوشته شده در شنبه 1389/03/15ساعت 8:47 توسط خسته؟؟| |

همیشه منظر دریا و کوه - روح افزاست

و منظر تو( تلاقی کوه با دریاست)

نفس ز عمق تو و قله تو می گیریم

به هرکجا که تو باشی - هوای من آنجاست

دقایقی است ترا با من و مرا با تو

نگاه ثانیه ها مات بر دقایق ماست

من و تو  آئینه روبروی هم شده ایم

چقدر اینهمه با هم یکی شدن زیباست

خوشا به سینه تو سر نهادن و خواندن

که همدی چو من - آنجا گرفته و تنهاست

*

بدون واسطه همواره دیدمت ، آری:

درون آئینه  روح جسم ناپیداست

همیشه عشق به جرم نکرده می سوزد

نصیب ما هم از این پس لهیب تهمت هاست

بیا  ولی که بخوانیم  بی هراس- از هم

که همسرایی مرغان عشق بی پرواست

نوشته شده در شنبه 1389/03/15ساعت 8:46 توسط خسته؟؟| |

انسانیت-حیا- برهنگی

برای شنیده شدن شاید باید چون گودیوا برهنه شد

 

280px-Lady_Godiva_by_John_Collier.jpg

(Godiva) همسر دوک کاونتری انگلیس  زنی  خیلی محبوب و محترم بودوقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که  باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم . گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای  ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است....

280px-Maidstone_018.jpg

نوشته شده در شنبه 1389/03/15ساعت 8:43 توسط خسته؟؟| |

زندگی زیباست


Life is happiness
زندگی شادی است

01.jpg

Life is joy
زندگی لذت است

02.jpg

Life is love
زندگی عشق است

03.jpg


Life is unity
زندگی  وحدت  است

04.jpg


Life is care
زندگی مراقبت است

05.jpg


Life is faith
زندگی  اعتقاد  است

06.jpg


Life is freedom
زندگی آزادی است

07.jpg


Life is peace
زندگی  آرامش  است

08.jpg


Life is creation
زندگی خلقت است

09.jpg


Life is fantasy
زندگی خیال است

10.jpg


Life is art
زندگی هنر است

11.jpg


Life is a dream
زندگی یک رویاست

12.jpg


Life is a fairy tale
زندگی یک افسانه است

13.jpg


Life is a mystery
زندگی یک راز است

14.jpg


Life is knowledge
زندگی دانستن است

15.jpg


Life is delight
زندگی شوق است

16.jpg


Life is rest
زندگی آسایش است

17.jpg


Life is splendour
زندگی باشکوه است

18.jpg


Life is nature
زندگی طبیعت است

19.jpg


Life is elegance
زندگی لطافت است

20.jpg


Life is Feelings
زندگی احساس است

21.jpg


Isn't it
آیا چنین نیست؟

22.jpg

نوشته شده در شنبه 1389/03/15ساعت 8:33 توسط خسته؟؟| |

 

کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله‌نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه‌ای است. در ۲۵ سال گذشته، او با کارهایش به‌عنوان یک کارشناس حرفه‌ای موفقیت در حوزه‌های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته: آ«من خواسته‌ام بخش‌های مهم کتاب‌های کمکی که تا به حال خوانده‌ام و تجربه‌هایی که در زندگی‌ام داشته‌ام را به صورت ۴۰ نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب‌هایی که در سطح جهانی فروخته می‌شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی‌ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم ۴۰ توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.
 

Successful-human_relati_eli.jpg


salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱) فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۲) از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳) روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان آید.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۵) مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۶) سوالات درستی از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۷) به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۸) سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۹) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۰) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی می‌کنند و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۱) خودشان را با افرادی که با آنها هم‌فکر هستند متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۱۳) به وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی‌ می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۴) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۵) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۶) آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۷) همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۸) دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۱۹) ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۲۰) با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ‌وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۲۲) وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۲۳) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۲۴) ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۲۵) برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۲۶) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۲۷) ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۲۸) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۲۹) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه دارند و چه طور به نظر می‌رسند، توجهی ندارند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا به خواسته‌هایشان برسند خوشحال می‌شوند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۲) متواضع هستند و اشتباهات‌شان را با خوشحالی می‌پذیرند و به راحتی عذرخواهی می‌کنند. آنها از توانایی‌هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی‌شوند. آنها خوشحال می‌شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی‌شان لذت می‌برند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۳) انعطاف‌پذیر هستند و تغییر را غنیمت می‌شمارند. وقتی وضعیتی پیش می‌آید که عادت‌ها و آسایش روزمره‌شان را بر هم می‌زند از آن استقبال می‌کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می‌پذیرند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۴) همیشه سلامت جسمانی خود‌شان را در وضعیت مطلوبی نگه می‌دارند و می‌دانند که بدنشان خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می‌کنند و تنبلی نمی‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۶) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌۳۷) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۳۸) وقت‌شان و انرژی‌شان را روی وضعیت‌هایی که از کنترل‌شان خارج‌ است صرف نمی‌کنند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌  ۳۹) کلید خاموش روشن دارند. می‌دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی‌شان لذت می‌برند و سرگرم می‌شوند.

salijoon.info| دنیای شگفت )‌ ۴۰) آموخته‌هایشان را تمرین می‌کنند. درباره تئوری‌های عجیب و غریب خیالبافی نمی‌کنند بلکه واقع‌بینانه زندگی می‌کنند

نوشته شده در جمعه 1389/03/07ساعت 9:25 توسط خسته؟؟| |


نه از قبیله ابرم نه از تبار کویرم

که بی بهانه بگریم وبی ترانه بمیرم

ستاره ای به درخشندگی ماه که دیری است

به دست توده ای از ابرهای تیره اسیرم

فرو نمیکشد این آب آتش عطشم را

خوشا که باز بیفتد به چشمه سار مسیرم

دلم گرفته برایت ولی اجازه ندارم

که از نسیم و پرنده سراغی از تو بگیرم

براستی که عزیزم منی که مردم این شهر

از اوج فله عزت کشیده اند به زیرم

چگونه دست کسی را بدوستی بفشارم

چگونه حرمت کسی را به آتش بپذیرم

نوشته شده در جمعه 1389/03/07ساعت 9:21 توسط خسته؟؟| |

280pev6.jpg

 

 

بنشین کمی و خاطره ها را ورق بزن!


هی خط بزن بروی من! اما ورق بزن!

 

یک یک تمام فاصله ها را زیاد کن...


" ما " را بِبُر! بُکُن " منِ تنها" ... ورق بزن!

 

هر جا که بین تو و من نوشته " با "...


پاکش بکن گلم! بکنش " تا " ... ورق بزن!


 

یکجا نوشته بودی اگر مالِ من شوی.........


بگذر... که شب رسیده به فردا!!! ورق بزن!


 

آتش بزن به من، به خودت، دفترت، ولی...


تا " من، تو و کناره ی دریا............. " ورق بزن!

 


آنجا که روزهای عزیزی گذشته بود...........


بنشین شبی و خاطره ها را ورق بزن...///

نوشته شده در جمعه 1389/03/07ساعت 9:16 توسط خسته؟؟| |

تو هم با من نمی مانی

برو بگذار برگردم

دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم

هوا ابریست

دل تنگم

و من چندیست دارم با خودم با عشق می جنگم

اگر می شد برایت می نوشتم لحظه هایم را

صدایم را

سکوتم را

اگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم

اگر می شد که افسار دلم را ول نمی کردم

تو هم حرفی بزن

هر چند تکراری

بگو آیا هنوزم مثل سابق

دوستم داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در یکشنبه 1389/03/02ساعت 21:30 توسط خسته؟؟| |

آرام آرام گریستم
آرام آرام خواندم
شعر زندگی را زیر لب
آرام آرام زمزمه کردم

وصدای آه شب بو را
به نسیم خنک شب سپردم
ماه را دیدم که در حسرت یار
خشک و بی روح نور غم می پاشید
مردمای همه از جنس نوای باران
سر تسلیم فرود آوردند
و با خطی بی احساس
آوای غمگین قناری عشق را
سرلوحه دریا کردند
بازم بهم سر بزن
بای تا های
نوشته شده در جمعه 1389/02/31ساعت 21:38 توسط خسته؟؟| |

عبور...

حالا که قراره من وتو حرفی برای گفتن نداشته باشیم.. حالا که قراره بین ما سکوت حرف بزنه..پس بذار برات بنویسم ..بذار برات بنویسم تمام اون حرفهایی رو که این مدت توی دلم نگه داشتم  و نخواستم کلمه ای از اون ها رو حتی تو نگام بخونی.

تازگی نداره ..احساس میکنم خیلی تنهام.اونقدر تنها که دیگه حتی با خودم هم حرف نمی زنم.

یک عمر گذشت و تموم درد دلایی که از عالم و آدم داشتم پای سنگ صبور تو ریختم..حالا که دلم سخت از تو گرفته نمیدونم باید با کی درد دل کنم...با خودت؟!

دیگه نمیدونم چی خوبه چی بد؟چه کاری درسته چه کاری غلط . شده ام مثل کلاف سردرگم ..از تو از خودم از تموم این روزهایی که با دلتنگی میگذره  سخت دلگیرم.

حال کسی رو دارم که میون یک باتلاق دست و پا میزنه ..چه آروم بمونم و چه تقلا کنم میدونم سر انجام غرق می شم..این وسط تمام وجود من دست های گرم تو رو می طلبه که نجاتم بده.

و تو عبور می کنی .مثل همیشه از کنار تموم دلتنگی هام.می دونم اولین کسی که می توونه به من کمک کنه خودم هستم...

اما حالا وسط این چه کنم ها..توی این بن بست آیا باز هم مثل همیشه از کنارم می گذری؟!  

HeyYou3.JPG

نوشته شده در یکشنبه 1389/02/19ساعت 20:37 توسط خسته؟؟| |

سلام دوستان عزیزم  از کلیه شما خواهشمندم تو سایت

Cloob.com

عضو بشن و منو با نام كار بر ي

fapedram

سرچ کنن واقعا ارزششو داره که امتحان کنید//
نوشته شده در یکشنبه 1389/02/05ساعت 20:37 توسط خسته؟؟| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ